در سال ۱۳۴۳ هجری شمسی کودکی با یوم و برکت در خانواده مسلمان و متوسط در محلة ریگ آباد در شهرکرمان پا به عرصه وجود گذاشت نظر به ارادت خانواده اش به خاندان رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار (س) و با توجه به زیبایی و نورانی بودن این کودک نامش را محمد گذاشتند آثار رشد و بلوغ از کودکی در محمد هویدا بود از زود به راه افتادن و زود تکلم کردن در خوب صحبت کردنش. از هوش و ذکاوتش، خلاصه از همه جهات آثار برتری در این کودک چند ماهه به خوبی پیدا میشد .
با حرکات و اعمال خودش توجه هم سن و سالهایش را به خود جلب می کند و باعث شادی آنها می شد و در بعضی موارد به آنها بدین طریق درس هایی کودکانه ولی پر محتوا میداد .
در همان کودکی صبحها زودتر از همه از خواب بیدار می شد و درب خانه همسایه ها می رفت و آنها را برای خواندن نماز صبح بیدار میکرد که همه همسایه های ذینفع اظهار تعجب و شادمانی از این بابت میکردند و به همین واسطه هم همه از این کودک علاقه خاصی پیدا کرده بودند .
از همان کودکی شروع به نمازخواندن کرد و هم چنان توجه دیگران را به حرکات خویش جلب میکرد.
و روزگار به همین طریق سپری می شد .
آری :
خداوند متعال نظارت تامه خود را بر عرصه های وجود اثبات میکرد و نظام خلقت عالم همچنان ادامه داشت .
و خورشید مرتب طلوع و غروب می کرد و محمد کم کم بزرگ می شد و دائم از وجود خدا و مسائل اجتماعیش سؤال میکرد بطوریکه در بعضی موارد خانواده اش از جواب گفتن به سؤالاتش عاجز می شدند .
محمد احترام خاصی به بزرگترها می گذاشت و علاقه فراوانی به خانواده اش داشت محمد در مهرماه ۱۳۴۹ تحصیل ابتدایی را در دبستان عدالت آغاز نمود و یکی از درس خوانترین شاگردان مدرسه بود و همه ساله با کسب رتبه اول یا دوم تحصیلات دوره ابتدائی را طی می نمود و درخرداد۱۳۵۴دوره ابتدایی را به اتمام رسانید و وارد مدرسه راهنمایی امیرکبیر شد و در مدرسه راهنمایی علاوه بر اینکه از نظر درسی، دانش آموز ممتاز شناخته شده بود به علت روحیه طیبه در او و در مسابقات ورزشی هم امتیازاتی کسب نموده بود و در خرداد ۱۳۵۷ دوره راهنمایی را پشت سرنهاد و در سال سوم راهنمایی ۵۷-۵۶ فعالانه برای پرشورکردن احساسات همکلاسهایش برای تظاهرات اقدام میکرد.
به علت جو نامساعد حاکم بر دبیرستانهای ملی آن زمان و با توجه به آغاز گری انقلاب عظیم اسلامی در سال ۱۳۵۷ وارد دبیرستان آرشام شد و نسبت به تعطیل کشانیدن مدرسه و تشویق نمودن دانش آموزان در تظاهرات و اعتصابات نقش عمده ای داشت که همین عوامل باعث شد که مدیر مدرسه مکرراً شفاهی به ایشان توهین کند و کتباًبرای خانواده اش نامه داده و اخطار کند که اگر ایشان رفتارش را ادامه دهد از مدرسه اخراج خواهد شد و حتی بعضی از دانش آموزان چندین نوبت ایشان را در محیط مدرسه و در کوچه کتک می زدند ولی هیچکدام از اینها خللی در اراده اش بوجود نیاورد و ایشان فعالانه کارش را ادامه می داد و در پخش اعلامیه ها و تکثیر نوارهای امام امت نقش مؤثری را ایفا کرده بود علاوه بر این در مدرسه شوقی برای بچه ها جهت شرکت در مراسم مذهبی و.... تظاهرات بر علیه رژیم منحوس پهلوی ادامه داشت .
در تمام لحظات گوش بفرمان امامش بود و وظیفه اش را در قبال فرامین امام بخوبی انجام می داد.
در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی به تشکیل کمیته محل پرداخت وبه عنوان مسول این کمیته
افراد محل را برای نگهبانی سازماندهی می کرد و به تشکیل کلاس قرآن برای اولین نمونه در نوع خود در همین کمیته پرداخت و از یکی از برادران محل جهت کلاس احکام برای افراد این کمیته دعوت نموده و از همان ابتدا نقش جهاد در راه عقیده را درک کرده بود و بهمین جهت به کار فرهنگی و نظامی پرداخته بود .
در خردادماه ۵۸ بعلت همین فعالیتهایش از چهار درس تجدید شده بود ولی ضمن خواندن تجدیدهایش مشتاقانه در جهت وظیفه اش گام می نهاد در تابستان ۵۸ به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کرمان درآمد.
در مهرماه۱۳۵۸به کلاس دوم دبیرستان طالقانی رفت از اولین اقداماتش تشکیل انجمن اسلامی این دبیرستان بود و همراه درس خواندن به تشکیل مجالس سخنرانی و دعوت از روحانیون مبارز برای ارشاد دانش آموزان مدرسه می پرداخت .
و به عنوان نماینده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کرمان در مدرسه فعالیت نظامی ، فرهنگی داشت .
بالاخره او در اوایل سال ۵۹ به عنوان نماینده انجمن اسلامی مدرسه در سمینار سراسری دانش آموزان در تهران شرکت نمود و ثمره این سفر به محض برگشت به کرمان پایه ریزی جهت اتحادیه انجمن های اسلامی مدارس کرمان بود و بعد از آن با یکی از بنیان گذاران دفتر وحدت دانشجو و دانش آموزان به معنی واقعی بود بطوریکه در دیدارهایش با مسئولینطریقو چگونگی این وحدت را گوشزد میکرد و برای وحدت به معنی واقعی کلمه تلاش میکرد .
در تابستان ۱۳۵۹جهت نبرد با مزدوران آمریکا در کردستان عازم کامیاران شد ودر این سفر یک گروه ۱۴ نفر تشکیل دادند وهم پیمان شدند که به نیت قربت الی الله در جهت اهداف انقلاب اسلامی در خط ولایت فقیه تا پای جان از مبارزه دست بر ندارد.
دراوایل آبان ماه ۵۹ که ماموریتش در کامیاران به اتمام رسیده بود وقتی که به باختران می آیند خبر دار میشوند که عراق به سومار حمله کرده ۱۴نفر هم پیمان از بازگشت به کرمان منصرف می شوند وداوطلبانه عازم سومار شده وقریب ۲ماه در آنجا بر علیه صدام کافر در آن موقیت حساس اوایل جنگ مبارزه ها کردند وبالاخره در این سفر بهترین دوستش را وبه قول خودش معلمش را یعنی محمود اخلاقی را از دست داد شهید محمود اخلاقی اولین کسی بود که پیمانش را به اثبات رسانیده وشهادتش تاثیر فراوانی در روحیه شهید محمد گذاشت در تمام عمرش محمد شهید از اخلاق واوصاف شهید اخلاقی سخن می گفت وهم چنین در این سفر یعنی نفر دوم یوسفیان شهید شد.
در اواخر آذرماه۱۳۵۹محمد به کرمان باز گشت ودرکلاس سوم دبیرستان طالقانی شروع به درس خواندن نمود وفعالیت فرهنگی ونظامی پرداخت .ودرایام تعطیل نوروز ۱۳۶۰ در توزیع کوپن خوار بار در روستاهای بخش راین فعالانه کار می کرد ودراوائل تابستان ۱۳۶۰به راین بازگشت وبه عنوان مسول کمیته فرهنگی جهاد سازندگی مشغول فعالیت شد ودوستانش را هم جهت فعالیت فرهنگی به راین آورد از جمله شهید اعتباری وشهید معافی وشهید بهمن زاده بودند مدت ۳ ماه درراین با کمک این شهدا عزیزوروحانیون مبارز به ارشاد مردم وروستاها وشهر پرداختند وکمیته فرهنگی جهاد سازندگی را به عنوان محور کلیه مراسم بخش راین درآوردند ودرشهریورماه برای ثبت نام وادامه تحصیل به کرمان برگشت ولی روحیه اش اجازه درس خواندن به اورا نمی داد لذادر تاریخ ۱۶/۶/۱۳۶۰عازم جبهه شد وبه اهواز وسپس به آبادان رفت .
در عملیات ثامن الائمه(ع) شجاعانه فعالیت داشت در این عملیات دوستانی چون ایرانمنش ،قاسم زاده وسیف الدینی شهید شدند همرزمش برادر علی آقا ماهانی زخمی شد.
با تشکر از آقا مصطفی نگارستانی