تبليغاتX
شهید محمد نگارستانی
برادرها، ‌این دنیا سرابی بیش نیست که هر چه بروید بدان نمی رسید. این دنیا منزلگاهی است که فقط برای دادن یک امتحان در آن توقف کرده ایم این دنیا آن طور که علی (ع) می گوید هیچی نمی ارزد پس چرا باید پیروان علی (ع) اینگونه به آن چسبیده باشند. "از وصیت نامه شهیدمحمدنگارستانی"


شهید محمد نگارستانی










انشاء شهیدمحمدنگارستانی در باره موضوع :ضد انقلاب و....در سال دوم دبیرستان در سن ۱۶ سالگی

 

موضوع اول:ضد انقلاب بودن و ...

انقلاب یعنی زیرورو کردن تمامی نهادهای جامعه ، خراب کردن آنچه را که بداست و ساختن آنچه را که مطلوب است .

ضد انقلاب کسی است که با این زیرورو نمودن و خراب کردن و بازساختن مخالف است و در جهت عکس این عمل رفتار می نماید و می خواهد مانند گذشته رفتار کند و از راههای گوناگون این کار را انجام می دهد .

یکی از این راهها سلاح بدست گرفتن برعلیه انقلاب و انقلابیون ،   جنگ مسلحانه کردن است که این حرکت و این اقدام او بسیار دیده شده (که چون شناخته شده و علنی بوده) در اثر رویارویی با نیروهای انقلابی از بین رفته و انقلاب با توقفی بسیار ناچیز به حرکت خود ادامه می دهد .

و بعضی اوقات از ترس یا نبودن امکانات و هزاران دلیل دیگر نمی تواند اسلحه بدست گیرد بنابراین از روی مخالفتی که با این حرکت جامعه دارد تصمیم می گیرد که با کم کاری و سهل انگاری ضربه خود را به به جامعه بزند و او را از حرکت باز دارد اکنون این سؤال پیش می آید که چگونه کم کاری می تواند به انقلاب ضربه بزند ؟

در پاسخ باید گفت پس از مرحله مبارزه ای یک انقلاب نوبت به بازسازی و جبران خرابیهای می رسد .

در این مرحله باید ‌آنچه را که رژیم گذشته و حرکت انقلاب به نزول کشاندوخراب کرده به گونه ای مطلوب به طرف صعود کشاند و بازساخته و این محتاج به کوششی فراوان دارد مثال کودکی که تا چهارسالگی را ه رفتن نیاموخته    اگر او بخواهد در این دوره همپای دیگر همسالان خود باشد باید بسیار سریعتر از کودکی که از دوسالگی شروع به یادگیری کرده و عمل نماید تا جبران عقب افتادگی را بکند و اگر بخواهد همچون دیگر کودکان به ‌آرامی و به کندی این عمل را یاد بگیرد چه بسا همیشه از آنان عقبتر باشد .

لذا بعد از هر انقلاب باید علاوه بر انجام کارهای متداول به کارهای عقب افتاده نیز رسید و اگر شخصی نه تنها تنبلی ها و سستی های قبلی را جبران نکند بلکه از انجام کارهای عادی همچون گذشته سرباز زند مسلم ضربه ای بس سهمگین به انقلاب وارد آورده چرا که با کم کاری و سهل انگاری او نه تنها ضعفها و کمبودها را جبران نمی نماید بلکه خود بر این کمبود ها و ضعفها می افزاید و همین افزایش کمبودها بجای جبران آنهاست که جامعه را به جای اینکه بسوی ترقی و پیشرفت سوق دهد او را به حرکت نزولی و عقب گرد وا می دارد مثال همین تحصیل کردن خودمان    رژیم گذشته سعی می نمود که ما بجای اینکه به کسب دانش علاقمند کند ما را مدرک گرا نماید لذا کتابها را بی محتوی می کند و اعتصاب برای بثمر رسیدن انقلاب ما را از همین مطالعه جزئی باز می داشت پس اگر ما اکنون بخواهیم از لحاظ سواد و فرهنگ حداقل به پای دیگر ممالک مترقی دنیا برسیم باید با سرعتی بسیار سریعتر و با مطالعه ای بسیار بیشتر از آنان عمل کنیم .

و اگر در این کار هر گونه سستی  و کوتاهی و کم کاری  کنیم خود و در نتیجه جامعه را از ترقی بازداشته ایم و همچون گذشته به عقب برده ایم .

و انقلاب را با همین کوتاهی کردنها نابود و بی حاصل می نمائیم و خون هزاران شهید و خدمت خود را به انقلاب بر باد می دهیم .

 


 

دست نوشته شهید در روزنامه هفتگی مدرسه:             

       

ما آزادی همه انسانها را در نظر میگیریم حاکمیت خدا مربوط به  مرز نیست جهانی است. در مر دقیقه یک میلیون دلار اسلحه ساخته می شود اما صلح و آرامش را ا سلام به ارمغان می آورد .امروز دنیا در برابر اسلام ایستاده است ولی شکست حتمی با دنیای کفر وپیروزی حتمی با اسلام خواهد بود.نماز جمعه یعنی جنگیدن با فردیت یعنی شکستن فردیت .

 


یادداشتهای شهید از سخنرانی فخرالدین حجازی در مسجد امام کرمان   در تاریخ ۲۱/۹/۱۳۵۹جمعه

 

نماز جمعه:

یعنی شکل گیری است مسلم در مورد عشق به انسانیت برای عشق به خدا شرط اسلامیت در عاطفه است شرط خدا پرستی انسان دوستی است .مردم شما اکنون در آزمایش خدائی هستید.

 


متن سخنرانی شهید در جمع حضار در دفتر اتحادیه انجمن های اسلامی دانس آموزان کرمان

 

بسم الله الرحمن الرحیم

عصر ها نه،  قرن ها نه،  فقط یک یا دو سال پیش خورشید پر فروغ ایران در پشت پهن دشت ظلم پنهان گشته بود تک تک ستاره های ایمان در کالبد روح انسان آهنگ بدرود را زمزمه میکردند پرندگان امید از شرم سکوت با هم غریبه گشته بودند مرغ خوش صدا سحر حق از یلدا شب ایران تنگ داشت ابرهای پاکی وشرف وانسا نیت وبارانهای تند  فریاد از باریدن بر روی سرزمین خفتگان ویا قبرستان مردگان شرم داشتند بلبلان بیان در روبروی گل راستی این یکتا معشوقه خویشتن به جای شیرین زبانی گریان بودند وجوانه های حق تنو مند نشده سرکوب می گشت وملت در زیر یوغ کثیف استعمار ودر چنگ پلید استبداد آریا مهری برای مرگ لحظه شماری مینمود.مهم:شاه ابلیس با هم پیمانان خوک صفت خود قرار داد بسته بود تا خلق را در قهر تمدن خویش دست وپا بسته تحویل آنها دهد.از پاره های جان جوانان برای خود کاخ ساخته بود موسیقیش ناله یتیمان،  شادیش آه مادران،   نگاهش اشک بیوه زنان بود وسوار بر تمدن استبداد خویشتن ملت را استسمار کرده بود تبریک پدران داغدار بعد از شهادت فرزندان راستین خلق روح آزاد منشی را در بدر تولدش نابود مینمود.

                                          به ناگهان          به ناگهان

نور ایزد دمید        جرقه جهید       انفجار شد         فواره سرنگون،   فنر پرتاب شد   از تبعید گاه آسمان ایران ستاره ای شد پدید در مرداب فساد سکوت،   درخت فریاد رو ئید آنگاه انقلاب،  آنگاه انقلاب،  با مشت گره کرده وفریادی قوی تا کاخ کهنسال ظلم را زیر ورو کند خورشید ایران طلوع نموده بود ملت ایران با زدودن غبار سکوت به او پیوسته بود فریاد حق ستم را بلرزه در آورده بود ایمان به آدمی به امید،  به زندگی داده بود در یک سحر هابیلیان شهر عقاب طلاب قم وسحر دیگر تبریز و یزد،مشهد،اصفهان ،شیراز و کرمان غریدند وفریاد حق را از لانه دل برون راندند.استبداد غافلگیر ،استعمار ناباور و استثمار نابود گشت فریاد حسین در سپیده دم عاشورای تاریخ بر همه جا طنین انداز بود و تطهیرکننده هل من ناصر ینصرنی و همه کس را به دادن جواب مثبت تشویق مینمود وبعدقتل،شکنجه،تجاوز،تهمت وحتی اهانت به تربت پاک رضا در مشهد،  سوختن  قرآن و آتش زدن مسجد کرمان و تیر باران نمودن خلق مسلمان وکتاب نهج البلاغه در بهبهان را دیدیم لیکن مزه هیچکدام بعد از مزه سکوت و پذیرفتن ظلم نبود با الله بیعت بستیم شعار لاالله الا الله را از حنجره بیرون را ندیم و جانان را جان کردیم و به پیک آزادی تقدیم نمودیم  .

تمساح پی در پی می گریست وقابیلیان پی در پی عوض می گشتند اما این ایمان به صحت،   راه را در ما مستحکمتر می نمود .

ده ها جمعه و صدها عاشورا آری،  اما تحمل حتی اندکی ستم هرگز،  هرگز،  لیک،  گویا،  تک گردون،  جهان گردون،  اینبار می خواست که دست ایزد یار مختار درعاشورا طلوع نماید و بجای حُر،  حُرها به حسین زمان بپیوندند .

آه یک روز وحدت،  یک روز اتحاد،  همراه با قیام پاسداران،  دیوان ۲۵۰۰ سال را از صفحه خودنمائی همراه با ستم محو بنمود.

تو گوئی که آه تمامی بیگناهان زندانی      و      اشک پدران ومادران ماتم نشسته

و ناله های  خواهران و برادران در صدد انتقام جمع شد ابر گشت.   بپا خواست.    باران شد.   فرو ریخت،   سیل گشت و بسوی بدی و هر آنچه را که بد است حرکت نمود اولین بعد انقلابش را به اتمام رسانید .

اما چرا اکنون که گامهای نخستین را در دومین بُعد انقلابش بر دارد از خود اندکی سستی نشان می دهد چرا هر روز در گوشه ای از کشور برای لحظه ای،  وحدت کلمه تکیه کلام رهبر از یاد می رود این شمشیر کلام به روی یکدیگر کشیدنها چیست ؟

خداکند که این فقط ناشی از شور پیروزی باشد و هر چه زودتر در نطفه خفه گردد و به امید اینکه خدا به ما فکر ازاد بدهد تا با فکر آزاد خوب و خوبها را بشناسیم و خوب زیستن را با شناسایی خوب بیاموزیم وبه مردن فراگیریم .

                                                                                    *صلوات*


دستخط شهید:

"ای خدای عادل من چگونه شده است که به تبعیض پرداخته ای گروهی را مفتخر به شهادت می کنی گروهی را میمیرانی وگروه دیگری را محکوم به ماندن می نمایی"

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت 22:41  توسط   |