تبليغاتX
شهید محمد نگارستانی
برادرها، ‌این دنیا سرابی بیش نیست که هر چه بروید بدان نمی رسید. این دنیا منزلگاهی است که فقط برای دادن یک امتحان در آن توقف کرده ایم این دنیا آن طور که علی (ع) می گوید هیچی نمی ارزد پس چرا باید پیروان علی (ع) اینگونه به آن چسبیده باشند. "از وصیت نامه شهیدمحمدنگارستانی"


شهید محمد نگارستانی










تلگراف شهید از آبادان بعد از عملیات ثامن الائمه(ع)شکست حصر آبادان به خانواده خود:

آبادان-کرمان7825402ش

کرمان خیابان شهاب گوهری کوچه موسی ابن جعفرمنزل یدالله نگارستانی

مادر حال ما خوب است در جبهه آبادان هستیم نگران نباشید اقوام را سلام برسانید

              الله اکبر خمینی رهبر     حسین ومحمد نگارستانی


 

۱۳۶۰/۶/۲۲-اهواز

ان الله مع الصابرین

پدر ومادر عزیزم سلام

امید وارم که حالتان خوب وروحتان در طی نمودن مسیر الی الله در تکاپو باشد واز دست فرزند خطا کار وشرمنده از الطاف شما وشاکر به درگاه خدای خویش راضی باشید .میدانید که  نظر به رسالتی که بردوشم نهاده شده بود وبخاطر اینکه انسانم ومسلمانم ونمی توانم نسبت به سرنوشت خویش وهم کیشانم بی تفاوت باشم به جبهه آمدم تا شاید بتوانم حداقل اندکی از این رسالت را انجام دهم وتا زمانی که بدانم وجودم در اینجا بی ثمرنیست همینجا خواهم بود.حسین به همراه من است وانشاالله بعد از این هم خواهد بود عباس،شهین ،مهین،حسن،علی،رضا،را از جانب من سلام برسانید وخانواده هایشان را هم به  همچنین بچه ها را همگی ببوسید.

به حسن بگوئید مرا در مدرسه امام ثبت نام کند و دوستان را هم سلام برساند از عباس هم از جانب من بخواهید که دوستان را در راین سلام برساند همچنان در سنگر اسلام با قلبی مملو از عشق امام باقی بمانید.

 

                        برادر کوچک و فرزند حقیر شما ململی نگارستانی

 


وصیتنامه شهید محمدنگارستانی قبل از عملیات ثامن الائمه(ع)

 

                                        الاسلام یعلو و لا یعلی علیه

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

اشهدان لااله الاالله واشهدان محمدارسول الله واشهدان علی ولی الله"

وشهادت میدهم بر حقانیت انتظار ظهورحضرت مهدی(عج)وبرحقانیت انقلاب اسلامیمان و امام بیدارمان

این وصیت نامه محمدنگارستانی است:

من از کلیه گناهانی که کرده ام در نزد مسلمین جامعه وخدای عز وجل شرمنده واز خدای متعال امید عفو دارم به امید آنکه وبخشش شما به خاطر بدی هائی که کرده ام نصبت به همگی شما باعث عفوم در نزد خدا شود .کاش از اول تولد می یافتم وقدر لحظاتی که گذراندم دانسته وشهیدان همیشه زنده ای که به آنان در ارتباط بودم بهتر میشناختم بخصوص اخلاقی یوسفیان سیف الدینی و......

این راه را با آگاهی تمام انتخاب کرده ومشتاقانه به سوی مرگ رفتم خدا کند در لحظه های آخر عمرم آنچنان مطمئن به پذیرفتن توبه ام باشم که بتوانم همچون مولایم علی فریاد زنم فزت و رب الکعبه وچه زیباست کلام خدا که "وسارعو الی مغفرة من ربکم وجنة عرضها السموات والارض اُعدت للمتقین".                                                آیه ۱۳۲ آل عمران

وبر یکدیگر سخت بگیرید برای رسیدن به آمرزش پروردگار خود وبهشتی که وسعت آن آسمانها وزمین است وبرای پرهیزکاران آماده شده است.

 


نامه شهید به پدر و مادر خود بعد از عملیات ثمن الائمه(ع)از آبادان

 

بسم الله الرحمن الرحیم

والله خیرا حافظ وهوارحم الراحمین

حضور محترم پدر ومادر عزیزم

امیدوارم که حالتان خوب بوده باشد وزندگی را درکمال مسرت بسر ببرید اگر جویای حال این دو فرزند خودباشید بحمدالله خوب است وهر کس را که جویای حال ما باشد سلام برسانیدعباس همسرش وروح الله را شهین هوشنگ روح الله علی رضا را مهین حسن علی را ،وضع جبهه بسیار خوب است یعنی خلاصه بگویم جبهه ای در کار نیست آبادان کاملا آزاد شده و عده ای از مردم در آن زندگی میکنند اما به دلایل امنیتی ازورود همه مردم جلوگیری میشود جاده ماهشهر-آبادان ودارخوین آباد از جاده کرمان هم امنیت بیشتری دارد تنها یک خط کوتاه در کنار رود کارون با مزدوران داریم مادر جان نمی دانی دراراضی باز پس گرفته زندگی چه مزه ای دارد الان در درون سنگرهای عراقی هستیم حتی اگر توپ هم به سنگر ببندند طوری نمی شود خوراکی فراوان روزنامه ومجلات عربی فراوان،روی مبل می نشینیم وروی تخت می خوابیم و در درون سنگر تلویزیون تماشامیکنیم یعنی بحمدالله پاک شده،  کویت ،البته زمانی که یادمان می آید همه اینها از خرمشهر آورده شده همه به کاممان زهر میشود روز نبرد جایتان خالی امام زمان جلو می کشت ومی رفت وما فقط اسیر میگرفتیم ومجروهایشان را جمع میکردیم صدها تانک  رابه جا گذاشته اند صدها کامیون و ماشین و کلا دو لشکر،،،،بنازم قدرت خدای را که اگر ما بی او میخواستیم بجنگیم همه ما قتل عام می شدیم واز طرف خط آبادان خرمشهر سوسنگرد اهواز میروند که خرمشهر را آزاد کنند به امید اینکه ما هم بهنگام عملیات به انجا برویم ودر عملیات شرکت کنیم مادر جان به خدا وجود امام زمان را در جبهه حس کردم من وحسین سعادت شهادت را نداشتیم که هیچ،  سعادت زخمی شدن را هم نداشتیم اما حدود ۱۵ نفر از کرمان شهید شدند از جمله قاسم زاده،  ایرانمنش، زنگی آبادی ضیاء و... ۲یا ۳نفر گم شده اند از جمله سیف الدینی و شاید ۳۰یا۴۰ نفر هم زخمی شده باشند از جمله علی ماهانی

از مزدوران نیز کشته وزخمی بینهایت در زمان، مادر جان به دعای ندبه بروید و از امام زمان که فرماندهی کل قوا را عهده دار است بخوانید که ضربتی تر عمل کنند وهر چه زودتر ما را به بغداد برساند سر خاک محمود اخلاقی بروید و بدو بگوئید اینجاست که خون شما ما را اثر میبخشد وبه ما می فهماند که باید بمانیم و با توکل بر خدا بر دشمنان خدا بتازیم،فساد روزنامه مجلات وتلویزیون عراق از فساد رژیم شاه بسیار بیشتر است پس به امید خدا نابودیش حتمی تر است.

حسین میگوید بگو اگر برنگشتم جشن بگیرید ومبادا گریه کنند حتی در شب،  که شهیدان زنده اند واگر من هم شدم همینطور،  به امید آن روز که سرود فتح را در پایان نماز وحدت در قدس بخوانید وبه امید روزی که چشم امام مان شادان به مسجد الاقصی بیفتد واز خدا برایمان آمرزش بطلبید وبه آرزوی اینکه خدا ما را ببخشد وبه راه راست هدایت کند وبر دین خودش ما را بمیراند و بر دین خودش سر از خاک برداریم و جزو امت پیامبر (ص) قرار بگیریم دیگر عرضی نیست همگی را سلام برسانید.

 

                   (ازآبادان)                انه ولی حمید             محمد وحسین    نگارستانی

 


نامه شهید به خواهر خود قبل از عملیات طریق القدس از سوسنگرددر تاریخ ۸/۸/۶۰

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الا ان حزب الله هم الغالیون

خواهرم سلام

امیدوارم که حالت خوب بوده  باشد و همچنان در طی کردن مسیر الی الله در تکاپوی وتلاش هر چه بیشتر باشی الفاظی را که در نامه به کار برده بودی بسیار اغراق آمیز بود فاتح آبادان،   امام مهدی (ع)بود واین را به عنوان تعارف نمی گویم نه من وجود امام زمان را با تمام وجود حس کردم زمانی که سیف الدینی خدابیامرز در طرف چپم و ایرانمنش خدا بیامرز در سمت راستم خوابیده بودند وباران گلوله از بالای سرمان رد می شد و آن دو با شهامت ازفرط خستگی به خواب رفتند واین آخرین خواب آنان بودند چون نیم ساعت بعد هر دو شهید شدند اینجا نیز یکی از بچه های کرمان چهار مرتبه امام زمان را دیده است که در ضمن صحبتش امام زمان گفته که هم اکنون ۱۲۴۰۰۰پیغمبر در جبهه ها در حال جنگ هستند یکی دیگر هم دیده و دیوانه شده. و رزمنده کیست مائی که غذایمان لباسمان اسلحه مان مهماتمان همه وهمه از دیگران (ملت مسلمان )هستند خواهرم رحیم صفوی فرمانده عملیات جنوب گفت خرج جنگ روزانه ۷۰میلیون تومان است یعنی هر ایرانی روزی 2تومان میدهد پس تا کنون هر ایرانی۸۰۰ تومان بیشتر داده با این حال انان هستند که فی سبیل الله با اموالشان جهاد میکنند نه ما، چرا که جان ما ارزش شهید شدن را ندارد واگر بر اثر اصرارمان شهید شویم وگرنه شهادت مال انسانهای ساخته شده هست نه ما.

همگی را سلام برسان مامان بابا شهین هوشنگ بچه هایشان رو ح الله علی رضا بچه های رضا فاطمه و پانته آ و رضا خودش وهمسرش عباس وهمسرش وروح الله اش ،به حسن بگو امیدوارم پرونده ام را در بسیج کامل کرده باشی مامان را سلام مخصوص برسان وبگو از تو بعید است این قدر دلهره داشته باشی مگر خون من وحسین ازخون امام حسین(ع) رنگینتر بود مگر از خون اخلاقی یوسفیان طائی رضائی شبستری سیف الدینی افازاتی ایرانمنش قاسم زاده دریجانی حسن زاده عرب نژاد انجم شعاع و.... بهشتی رجائی باهنر مدنی  منتظری رنگینتر است مگر نه این است که انما المومنین اخوه پس تو حق داری به همان اندازه که نگران حال دیگران هستی نگران حال ما هم باشی  نه بیشتر -دوما-نامه تان  امروز۸/۸/۶۰بدستمان رسید متشکریم فقط یک تلگراف از هوشنگ رسیده از او هم تشکر کن

                                تکبیر

                                      الله اکبر خمینی رهبر

                                                  مر.. بر مهین دی....

                        درود بر علی  که جنگ جنگ را بنگ بنگ می .....

                                                   به امید تکرار عاشورای ۱۴۰۱


نامه شهید محمد از آبادان به برادرش حسن در سوسنگرد

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الاسلام یعلو ولا یعلی علیه

حسن جان سلام علیکم

امیدوارم که حالت خوب باشد از اینکه شنیدم آمدی خوشحال شدم ولی کاش بابا را هم راضی کرده باشی وسعی کن در جبهه هوای نفست را بکشی من که متاسفانه این کار را نکردم خدای متعال ببخشد مرا حتما جواب نامه را بده واگر خبری در مورد آنچه که با تو گفته بودم که مواظبش باشی بنویس ودر مورد کار بسیجم هم بنویس هر خبری که در موارد دیگر داری بنویس انشاالله بعداَ تو را خواهم دیدمن واحد خمپاره انداز هستم وسعی کن اخلاق داشته باشی غرورت را حتما بکش اگر میتوانی دوروزی یک مرتبه بدون منت برکسی برای رضای خدا توالت محلت رابشوی.ماموریت ما چند روز دیگر تمام میشود شاید آمدم نزدت،  به خانه تلفن بزن حتما سعی کن هفته ای یک بار و اگر نامه نوشتی منویس که جنگ است و غیره بلکه بنویس ساکت است مامان ناراحت میشود از آمدن رضا و جریان ازدواج دختر عمه را بنویس مهم نیست اگر وقت داشتی بنویس ،،،،،،،،،خودت را برای شهادت آماده کرده ای ولی مبادا بیخودی جلوی گلوله بروی  مملکت سخت به جوانان حزب اللهی نیاز دارد واین را از روی تعارف نمی گویم و نوشته بودی دوستتان دارم حق نداری داشته باشی باید فقط خدا را دوست داشته باشی واگر فکر کردی خدا مارا دوست دارد آنوقت حق داری ما را دوست داشته باشی در ضمن ما پول زیادداشتیم وهنوز قرار است بدهند ،،،،خوابهائی را که مامان و خانم جان می دیده اند بنویس چه کسی گفته ما مجروح شده ایم وای بر من که فقط یاد دارم انشاء بنویسم و در وقت عمل شل می شوم .

                                                                             دوستدارت محمد نگارستانی


نامه شهید بعد از عملیات ثامن الائمه و قبل از عملیات طریق القدس

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انا فتحنالک فتح مبینا

جنگ جنگ است وعزت وشرف ما در گرو همین جنگ است

پدر ومادر عزیز سلام

امیدوارم حالتان خوب باشد من از گردان جدا شدم ورفتم سوسنگرد تا به گردان حسن بپیوندم امیدوارم که همواره یار انقلاب بمانید خواهرم مهین  علی عباس  شهین  وبچه ها هوشنگ صدیقه را سلام برسانید.  

      خدا حافظ                                                                  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت 23:33  توسط   |