تبليغاتX
شهید محمد نگارستانی
برادرها، ‌این دنیا سرابی بیش نیست که هر چه بروید بدان نمی رسید. این دنیا منزلگاهی است که فقط برای دادن یک امتحان در آن توقف کرده ایم این دنیا آن طور که علی (ع) می گوید هیچی نمی ارزد پس چرا باید پیروان علی (ع) اینگونه به آن چسبیده باشند. "از وصیت نامه شهیدمحمدنگارستانی"


شهید محمد نگارستانی










شهیدمهردادعزیزاللهی 14 ساله از اصفهان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متن مصاحبه با شهید مهردادعزیزاللهی بسیجی ۱۴ ساله:

  بسم الله الرحمن الرحیم

رب اشرح لی صدری  و یسر لی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی

 

با سلام به امام زمان (عجل الله تعالی الشریف)ونائب بر حقش اون قلب تپنده مستضعفان جهان امام خمینی وشهدای راه حق وحقیقت ومجروحین ومعلولین

من مهرداد عزیز الهی اعزامی از اصفهان هستم که 14 سالمه وانگیزه ای که باعث شد به جبهه بیایم واقعا اون برادرانی که قبلا جبهه بودند ومی آمدند وبرای ما تعریف میکردند که جبهه چه خاصیت های خوبی دارد که مثلا هرکس بره ساخته میشه از هر لحاظ ودیگه آن ناخالصیهاش واون گناهاش دیگه در آنجا در جبهه معصیت دیگه نمیشه من به جبهه آمدم تا شاید بتوانم در راه خدا کمک کنم وگناهانمان پاک شود .

س )شما بگوئیدچند وقت جبهه هستید ؟

ج )الان در حدود هشت ونه ماه است که در جبهه بودیم که سه ماهش در کردستان بودیم .

س )در کردستان چه کار میکردید؟

ج )در کردستان جنبه تبلیغاتی بود که ما کار میکردیم

س )الان که توگروه تخریب هستی بگو چه کارها کرده اید تو این مدت هشت ماه؟

ج )تو این مدت البته ما هیچ کاری نکردیم هر کاری که میشد هرکاری که میشد اون کار را خدا میکرد ما فقط وسیله بودیم وهمین حالا که  ما داشتیم با موتور از خط میامدیم یک خمپاره تقریبا ۵متری ما خورد قشنگ ۵متری ما که موجش ما را تکان دادولی ما یک ترکش هم نخوردیم وما فقط وسیله ایم در این جبهه هاخودمان هیچ کاری،ضعیفیم در مقابل این قدرت ها واینها فقط خداست که ما را یاری میکند .

س )بگوئید که مینهارا که عراق در محورهای مختلف میکاره تا به حال خنثی کردید وایا مین کاشتید برای محور خودمان؟

خنثی بله کردیم یک مقدار مین ما در عملیات بیت المقدس بود که برای برادران همان فتح خرمشهر مرحه اول ودوم وسوم بیت المقدس بود که ما معبر باز کردیم واون عملیات رمضان بود که باز معبر باز کردیم تو تیپ نجف اشرف بودیم که واقعا موج احساس زیادی بر ما شد وهمین عملیات که البته من معبرش را باز نکردم تو گردان بودم.

س )بگو که پدر ومادرت وقتی که میخواستی بیائی جبهه راضی بودند ازشان اجازه گرفتی یا نه؟

ج )پدر ومادر من اتفاقا اونا زمینه که آمدن به جبهه را خودشان برایم درست کردند وواقعا ازآنها تشکر میکنم که اجازه دادند بیام جبهه وبه بقیه پدر ومادران میگم که این قدر احساساتی نباشند وابسته نباشن که فرزندانشان بیان جبهه وواقعا این جبهه ها الان بیاند جبهه ها، بیاند بگذارند فرزندانشان بیان خودشان بیان ساخته بشن در این جبهه ها به نظر من هر کس حداقل باید یک هفته را بیاد واین جبهه هارا حتی به صورت تماشا نگاه کند.

س )تا به حال رفتی برای خودمان مین گذاری کنی؟

ج ) بله رفتیم اما از نظر امنیتی درست نیست بگوئیم.

 دریافت فایل صوتی شهید مهردادعزیزاللهی۲Mb

دریافت فایل تصویری شهیدمهردادعزیزاللهی 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386 ساعت 15:26  توسط   |