مادرم بخشا مرا عشق خدازد برسرم
رفتم از دار فنا نزد خدا ای مادرم
دوری مهدی بکرد بی طاقتم ای مادرم
یادیاران شهیدم آتش عشق برفروخت
زد ندا تا کی جدا بر کن بیا نزد خدا
من بدیدم خنده سیف خدا شمشیردین
گفت به چه وابسته ای دنیا بودش سراب
رهبرم باشد سلامت ای خد ای خالقم
مادرم بخشا مرا عشق خدازد برسرم
مادرم بشنو کلام سرخ آن یار خدا
زاهد شب عارف روز مرد جنگ
مادرم محمود اخلاقی بگفت با خالقش
ای خدا زجرم بده رنجم بده آنوقت نما منرا شهید
من نمی خواهم رسم آسان به دوست
رنج راهش درد راهش میفزایدآتش عشق مرا
رهبرم باشد سلامت ای خدای خالقم
مادرم بخشا مرا عشق خدا زد برسرم
دوری یاران دگر همچو شمشیردردلم
عشق الله هجر یاران دوری مهدی بکرد بی طاقتم
گو به بابا رفتن نزد خدا شیرین بود
ازعسل شیرین تر از آب آسانتر بود
گو برادر تو بگیر بر کف سلاح آتشین
تا کشیم ما انتقام خون یاران شهید
رهبرم باشد سلامت ای خدای خالقم
مادرم بخشا مرا عشق خدا زد برسرم
تا به کی دشمن چموش و ما زبون و خلق ما اسیر
تا به کی جسم پروری قدری رسیم بر روح خویش
تا به کی دور بودن از روحانیت
تا به کی نداشتن راه و هدف
رهبرم باشد سلامت ای خدای خالقم
مادرم بخشا مرا عشق خدا زد برسرم
من برفتم تا به یارانم رسم
دیگر آن تو فرست دنبال من
من برفتم تا خدا بخشد مرا
کن دعا برخوان برایم فاتحه
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 19:52 توسط
|