با عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا ، زمینه لازم برای همکاری ارتش و سپاه و نیز طراحی عملیات های گسترده با تدابیر عمیق تر و شیوه جدید فراهم شد . فرماندهان این دو سازمان نظامی طی جلسات متعددی ، وضعیت جدید را مورد بررسی قرار داده و مبتنی بر آن استراتژی نوینی را تعریف کردند که سه هدف اساسی را دنبال می کرد :
۱- انهدام ماشین جنگی عراق
۲- دست یافتن به مواضعی مناسب برای کاستن از طول خطوط پدافندی و آزاد سازی نیروهای خودی از پدافند به منظور افزایش توان رزمی .
۳- آماده شدن برای اجرای عملیات نهایی و آزاد سازی گام به گام مناطق اشغالی .
مبتنی بر این استراتژی ، دوازده طرح موسوم به " کربلا " تهیه شد که میزان تناسب توان خودی با ظرفیت مورد نیاز منطقه عملیاتی ، وضعیت زمین از ج
نبه نظامی و نیز اهمیت منطقه عملیاتی ، از عوامل اصلی در تعیین تقدم هر یک از این طرح ها بود . بر همین اساس ، پس از مباحث مختلف میان فرماندهان سپاه و ارتش ، عملیات " طریق القدس " به عنوان اولین گام از سلسله عملیات کربلا در منطقه دشت آزادگان با هدف آزاد سازی شهر بستان و بیش از ۵۰ روستای منطقه طراحی شد . انتخاب منطقه دشت آزادگان برای اجرای عملیات ، از آن جهت که
پیوستگی خطوط دشمن از مهران تا خرمشهر را از هم می گسست ، بسیار مهم تلقی می شد و کوتاه شدن دست دشمن از این منطقه موجب می شد که دشمن برای ایجاد ارتباط بین دو جبهه خود در شمال و جنوب خوزستان به ناچار محیط هور الهویزه را بپیماید و در نتیجه مسافتی طولانی را طی کند . به عبارت دیگر ، این عملیات سبب تجزیه جبهه دشمن در خوزستان می شد و میزان موفقیت در عملیات غرب کرخه و غرب کارون را افزایش می داد . افزون بر این ، محور بستان – سوسنگرد بهترین معبر برای تهدید مرکز خوزستان ( اهواز ) از سمت مرزهای غربی کشور تلقی می شود . این منطقه همچنین دارای اهمیت تاکتیکی بسیاری است ،
چون هر نیروی نظامی با در اختیار داشتن تنگه چزابه می تواند با کمترین تعداد نیرو ، بهترین شکل پدافندی را ایجاد کرده و کنترل منطقه را در اختیار داشته باشد .
عملیات طریق القدس ( آزاد سازی بستان )
در طرح عملیات دو تلاش اصلی و فرعی مد نظر بود :
الف – تلاش اصلی : با توجه به تحلیل وارزیابی فرماندهان از آرایش نیروهای پدافندی دشمن و نیز تفکر حاکم بر فرماندهان ارتش عراق و نوع نگرش آنان درباره توانایی نیروهای انقلابی و باور نداشتن دشمن به امکان عبور قوای خودی از منطقه رملی شمال منطقه عملیات ، این منطقه به پیشنهاد سپاه پاسدارن به عنوان محور اصلی عملیات انتخاب شد تا موجب غافلگیری دشمن شود . بر همین اساس مقرر شد شمال کرخه با استفاده از یک مانور احاطه ای و با به کار بردن یک تیپ زرهی ارتش و دو تیپ پیاده و یک گردان مکانیزه سپاه پاکسازی شده و تنگه چزابه تأمین شود .
ب- تلاش پشتیبانی : به منظور حمایت از تلاش اصلی و تأمین منطقه جنوبی عملیات ، یک مانور جبهه ای با استفاده از دو تیپ زرهی ارتش و دو تیپ پیاده سپاه تصویب شد که ضمن پشتیبانی از
تلاش اصلی ، اهداف دیگری را دنبال میکرد که عبارت بودند از : آزاد سازی بستان و منطقه غرب سوسنگرد و نیز دست یابی به کرانه شمالی رودخانه نیسان و سواحل شرقی هور الهویزه .
عملیات در ساعت ۰:۳۰ بامداد ۸/۹/۱۳۶۰ با رمز " یا حسین ( ع ) ، فرماندهی " و با عبور نیروهای پیاده یگان های سپاه از میادین مین و مواضع دشمن در چندین محور به طور همزمان آغاز شد . نیروهای عمل کننده در محور شمالی عملیات در همان ساعات اولیه درگیری موفق شدند مواضع نیروهای عراقی در خطوط اول را تصرف کرده و نیروهای احتیاط دشمن در پشت خطوط پدافندی را منهدم کنند .
میزان موفقیت اولیه یگان های سپاه در محور شمالی به حدی بود که فرمانده تیپ زرهی ارتش نیز به گردان های زرهی و مکانیزه خود فرمان داد تا از معابر باز شده عبور کرده و ضمن انهدام دشمن و حمایت از نیروهای پیاده خودی ، به سوی هدف های خود در عمق منطقه پیشروی کنند . به این ترتیب در ساعت ۶ بامداد روز اول عملیات ، تیپ امام حسین ( ع ) به همراه یک گردان مکانیزه سپاه و یک گردان از تیپ ۳ زرهی لشکر ۹۲ با عبور از منطقه رملی که بر اثر بارندگی خاک آن محکم شده بود ٬ موفق شدند تا ساعت ۶ صبح تنگه چزابه را تصرف و تأمین کنند .
در محور جنوبی عملیات اوضاع به گونه ای دیگر بود . دشمن که فلش اصلی عملیات نیروهای ایرانی را از این محور می دانست ، با بهره گیری از موانع متعدد و هوشیاری نیروهایش به سختی مقاومت کرد و مانع پیشروی قاطع نیروهای ایرانی شد . رزمندگان خودی با وجود شکستن برخی از خطوط اولیه دشمن و تصرف پل سابله ، با روشن شدن هوا مجبور به عقب نشینی شدند .
با بروز اوضاع سخت در محور جنوبی عملیات ، تصمیم گرفته شد که نیروهای خودی در شمال با ورود به منطقه ابوچلاچ ( منطقه کوچک محصور بین شاخه های رودخانه کرخه در غرب بستان ) به سوی شرق و جنوب شرقی پیشروی کرده ، بستان و منطقه سابله را تصرف و تأمین کنند . این طرح در روز دوم با ورود یگان های سپاه به منطقه ابوچلاچ تحقق یافت و شهر بستان پس از ۴۱۲ روز اشغال ، آزاد شد .
در پی ورود نیروهای خودی به مثلث سابله و پیشروی به سوی شمال رودخانه کرخه و نهر عبید ، نیروهای باقی مانده عراقی مواضع خود را دراین منطقه را ترک کردند و به جنوب رودخانه سابله گریختند . روز دوم عملیات ، دشمن به چزابه پاتک کرد که خنثی شد . روز سوم نیز عراقی ها ضمن پاتک به چزابه ، با حمله به جاده خاکی تعاون ، نیروهای خودی را از قسمتی از این جاده عقب زدند . روزهای چهارم و پنجم با تبادل آتش بین طرفین و تلاش قوای خودی برای نگهداری و تحکیم مواضع متصرفه سپری شد .
در روز ششم عملیات ( ۱۳/۹/۶۰ ) دشمن تلاش کرد تا از تعلل نیروهای ایرانی در اتخاذ یک موضع پدافندی مطمئن و مستحک در منطقه مثلث شکل شمال غرب پل سابله ، سود جسته و آن را بار دیگر به تصرف خود در آورد و از آن طریق بستان را تهدید کند ، اما هوشیاری نیروهای خودی و حضور به موقع نیروهای تقویتی ( پیاده و زرهی ) در شمال پل سابله ، موجب شد تا دشمن با تحمل تلفات سنگین ، چندین کیلومتر عقب نشینی کرده و در جنوب سابله مستقر شود .

نقطه پایانی عملیات طریق القدس ، تلاش نیروهای خودی برای پاکسازی محدوده ای به وسعت ۷۰ کیلومتر مربع بود که بین جنوب سابله و شمال رودخانه نیسان قرار داشت و همچنان در اشغال نیروهای عراقی باقی مانده بود . فرماندهان خودی پس از بررسی راه کارها و مباحث طرح مانور و اقدامات شناسایی و آماده سازی نیروها ، قصد داشتند طی تلاشی این منطقه را نیز آزاد کنند ، ولی قبل از شروع عملیات ، فرمانده عراقی به اشتباه تاکتیک خود مبنی بر حضور در یک منطقه محصور با موانع طبیعی پی برده و بر همین اساس در تاریخ ۳۰/۹/۶۰ در پوشش آتش شدید توپخانه به طرز ماهرانه ای نیروهای خود را از این منطقه خارج کرد و در نتیجه عملیات نیروهای خودی منتفی شد .
به این ترتیب با اجرای عملیات طریق القدس ، ۶۵۰ کیلومتر مربع از خاک ایران اسلامی شامل شهر بستان ، حدود ۷۰ روستا ، ۵ پاسگاه مرزی و نیز تنگه استراتژیک چزابه آزاد شد و همچنین قوای سپاه سوم عراق که با توانی بیش از شش لشکر بخش هایی از خوزستان را در اشغال داشت ، تجزیه شد . 

